مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
870
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ديگر اينكه عبيد الله بن عمر هرمزان را به خاطر پدرش كشت و همچنين دو فرزند از ابو لؤلؤه را و عثمان او را قصاص نكرد . ديگر اينكه عثمان كارگزاران عمر را عزل كرد و بنى اميه را ولايت داد و عمرو بن عاص را از مصر برداشت و عبد الله بن سعد بن ابى سرح را به جاى او فرستاد . سعد بن ابى وقاص را از كوفه برداشت و تباهكارى چون وليد بن عقبة بن ابى معيط را - كه برادر مادرى او بود - كارگزار كوفه كرد . آن مرد به بادهگسارى پرداخت و در غير وقت نماز مىخواند . يك روز نماز بامداد را چهار ركعت با مردم خواند و مست مست بود . چون خواست روانه شود گفت : « اگر مىخواهيد باز هم بخوانم چرا كه من شاد و شنگم . » مردم شوريدند و ريگ بارانش كردند و حطيئه در اين باره گويد : حطيئه روزى كه پروردگار خويش را ملاقات كند / گواهى مىدهد كه وليد معذور بوده است . / آنگاه كه نمازشان پايان يافته بود مستانه آواز داد / « آيا بيشتر بخوانم ؟ » و خود نمىدانست . چون مردم از وى شكايت كردند ، عثمان او را برداشت و بدتر از او سعيد بن العاص را كارگزار آنجا كرد . او كه مردى خودخواه و بزرگنما بود بدانجا رفت . وى نخستين كسى است كه بر پلها ده يك بست . ديگر اينكه ابن ابى سرح به خونخواهى يك مرد هفتصد مرد را كشت و عثمان او را فقط عزل كرد و اين كار او را هيچ زشت نشمرد . ديگر اينكه عثمان ، تمام حروف را يكسان كرد و مردم را به زور به خواندن مصحف خويش واداشت . ديگر اينكه وى عامر بن عبد قيس را از بصره به شام روانه كرد تا او را از كارهايى كه كرده بود تبرئه كند . ديگر اينكه عثمان ، ابو ذر غفارى را به ربذه تبعيد كرده بود ، چرا كه معاويه شكايت كرد كه ابو ذر بر من طعن مىكند و عثمان ابو ذر را فرا خواند و از او رضايت خواست اما او رضايت نداد ، پس او را به ربذه تبعيد كرد و در آنجا مرد . ديگر اينكه وى با نائله دختر فرافصهء كلبى ازدواج كرد و از بيت المال صد هزار به او داد و سبدى برگرفت و در آن زيورها بود ، و به يكى از زنانش داد . و پانصد هزار درهم از بيت المال به وام گرفت . به هنگام بيعت با او پيمان شده بود كه به كتاب خدا و سنت پيامبر و شيخين رفتار كند ، و او شش سال بر اين روش بود ، سپس چنان كه گفتيم تغيير روش داد و به خدا پناه مىبريم از اينكه در حق صحابه - قدس الله ارواحهم اجمعين - عيبجويى كنيم .